زبان ما، هویت ما
در روزگاری که استعمار فرهنگی شکلهای تازه و پنهان به خود گرفته، یکی از اصلیترین میدانهای نبرد، زبان است، زبانی که حامل حافظهی جمعی، هویت تاریخی و معنای مشترک ماست. ترویج زبان بیگانه و تحقیر زبان فارسی، نه تصادفیست و نه بیهدف. این روند، بخشی از پروژهی «بیهویتسازی» مردمانیست که باید ریشهشان خشک شود تا سلطهپذیر شوند
"ز دیوان ما گم نشد هیچ حرف، که گیتی ز گفتار ما یافت شرف"
"سخن، تاج ماست و خرد، پند اوست"
امروز، در کشور ما، با ترفند دین، قومیت و سیاست، مردمان را از زبان مادریشان دور میسازند، گاه با تحقیر، گاه با تبلیغ، گاه با تحمیل. و نتیجه آن است که فرزندان ما دیگر بزرگان ادب و اندیشه را نمیشناسند
"سخن، تاج ماست و خرد، پند اوست"
اینجاست که باید هوشیار باشیم
زبان، تنها ابزار ارتباط نیست، ریشهی ماست. و بیریشه، ما در برابر هر بادی میلرزیم. آموختن زبان دیگر نیکوست، اما از یاد بردن زبان مادری، خیانت به خود است. باید پاسدار زبانمان باشیم، تا پاسدار فرهنگ، عقلانیت، و شرافت خویش بمانیم
پرهیز از خودکمبینی فرهنگی
یکی از خطرناکترین آسیبها، تحقیر فرهنگ و زبان خودی است.
ملتی که زبانش را بیارزش بداند،
بهتدریج اعتماد به نفس فرهنگی و فکری خود را از دست میدهد.
تقویت اندیشه و خردورزی
زبان زمانی پایدار میماند که حامل اندیشه باشد.
جامعهای که مطالعه، تفکر، گفتوگو و تولید دانش را جدی بگیرد،
زبانش نیز زنده و نیرومند باقی میماند.
زبان؛ خانهٔ روح ملت
زبان مادری فقط وسیلهٔ سخن گفتن نیست؛
خانهٔ روح یک ملت است.
هر نسلی که از زبان خود فاصله بگیرد،
بخشی از حافظه و هویت خویش را از دست میدهد.
آموزش نسل جدید
تشویق به کتابخوانی،
آموزش درست نوشتن،
هنر خوشنویسی و آشنایی نسل جدید
با تاریخ، فرهنگ و بزرگان زبان،
پیوند تاریخی جامعه را حفظ میکند.
احترام به زبانها
حفظ هویت به معنای دشمنی با دیگر زبانها نیست.
آموختن زبانهای دیگر ارزشمند است،
اما نباید جایگزین زبان مادری شود.
پاسداری از زبان مادری
پاسداری از زبان مادری نیازمند آگاهی،
آموزش، استمرار و عمل جمعی است.
حفظ زبان یعنی حفظ حافظهٔ تاریخی،
شیوهٔ اندیشیدن و پیوند نسلها.